![]() |
![]() |
|
| بسان رهنوردانی كه در افسانه ها گويند ... |
|
حتی برف هم نمیاید که بخواهم رخوت این روزهایم را به باریدنش نسبت بدهم...اما این روزها باز تمایل عجیبی دارم به فرار, از آدمها, از حرفها, از مسئولیتها...دلم میخواهد با یک فنجان چای و یک کتاب سرگرم کننده توی تختم لم بدهم...کاش برف ببارد...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم دی 1387ساعت 23:46 توسط رهگذر |
|
|
سلام به شما دوستان خوبم که با پیشنهاد ها و انتقاداتتون راه را برایم هموار می کنید..
من یکبار به دوستان گفته بودم که شعر رو دوست دارم ولی هیچ وقت شاعری نکردم.. البته گهگاهی شعرهایی می نویسم از خودم و واستون میذارم.. بازم ممنون.. . راستی سه ماهه شد.. یا حق |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 3:28 توسط رهگذر |
|
|
بالاخره یک ماه از تاسیس این وبلاگ گذشت ..
و خوشحالم که تونستم به یاری شما دوستان عزیزم این وبلاگو تا این جایی که هست برسونم .. به هر حال همه چیز باید بعد از مدتی دوباره گردگیری بشن .. و به همین خاطر یه دستی به سرو روی این وبلاگ کشیدم .. من دست به قلمم زیاد خوب نیست .. واسه همینم زیاد از خودم نمیگم میترسم موضوع رو اشتباه برسونم .. همین .. بازم منتظر اظهار نظرات شما دوستان عزیزم هستم .. یا حق .. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 4:1 توسط رهگذر |
|
|
سلام.. سلامی چو بوی خوش آشنایی.. سلام به شما دوست عزیزی که این وبلاگو واسه گذروندن اوقات فراغتتون انتخاب کردین .. اگه مطالب رو خوندی و خوشت اومد یه نظر کوچولو واسم بذار تا مایه امیدواری بیشتر من واسه ادامه راه باشه .. منتظر نظراتون هستم .. یا حق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:30 توسط رهگذر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
...
پهلوی ديوار تركخورده ای که می گذرد بر تن او كاروان مور بر لب يك پله چوبين نشسته ام با نگهی گمشده در خاطرات دور ... |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر مقاله و داستان ترانه متفرقه خودمونی |
|
RSS
|