تبليغاتX
...رهگذر...
بسان رهنوردانی كه در افسانه ها گويند ...
سلام به شما دوستان خوبم که با پیشنهاد ها و انتقاداتتون راه را برایم هموار می کنید..

من یکبار به دوستان گفته بودم که شعر رو دوست دارم ولی هیچ وقت شاعری نکردم.. البته گهگاهی شعرهایی می نویسم از خودم و واستون میذارم..

بازم ممنون..

.

راستی سه ماهه شد..

یا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 3:28  توسط رهگذر | 

 

الفبا برای سخن گفتن نیست

برای نوشتن نام توست

اعداد

پیش از تولّد تو به صف ایستادند

تا راز زاد روز تو را بدانند

دست های من

برای جستجوی تو پیدا شدند

دهانم

کشفِ دهانِ توست.

ای کاشفِ آتش

در آسمان دلم توده برفی ست

که به خنده های تو دل بسته است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 4:31  توسط رهگذر | 
طبیعت بی جان

 

دسته ی کاغذ

بر میز

در نخستین نگاه آفتاب.

 

کتابی مبهم و

سیگاری خاکستر شده کنار فنجان چای از یاد رفته.

 

بحثی ممنوع

در ذهن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 2:40  توسط رهگذر | 
فقط اومدم بگم که وبلاگم دو ماهه شد ...

و از همه ی شما دوستان عزیز متشکرم ..

همین .. به امید دیدار ..

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 2:52  توسط رهگذر |